زير غبار سنگين شهر قدم مي زنم انگار غزلي است كه زمزمه مي كنم.
تهران شهر خيال هاي آشفته ديوارهاي بي همسايه...
"ظهر دم كرده تابستان است "
و زمين
سرد ترين خاطره را بارور است
+ نوشته شده در پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 10:38  توسط زبیده بهروزی
|
